خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل آمد و بی یار نشستن که تواندبی یار بگلزار نشستن که تواند
۲
یکدم به مراد دل خود پهلوی یاریبی محنت اغیار نشستن که تواند
۳
زین شیوه ی مستانه که هر لحظه نماییدر بزم تو هشیار نشستن که تواند
۴
جز بخت زبونم که برد دمبدمش خواببا من به شب تار نشستن که تواند
صفحهٔ ۱ از ۲