خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که ساقی ما بی نقاب جلوه نمودببین در آینه ی جام چهره ی مقصود
۲
سزد که پیر خرابات جرم ما بخشدبه آب چشم صراحی و سوز سینه ی عود
۳
ز هر دری که درآید همای دولت عشقنشان بخت بلندست و طالع مسعود
۴
دلی که بی خبر از اصل جوهر نظرستاگر در آینه ی جان کند نظاره چه سود
صفحهٔ ۱ از ۳