خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را گلی از باغ تو چیدن نگذارندچیدن چه خیالیست که دیدن نگذارند
۲
بهر سخنی از لبت ای غنچهٔ خندانچون گل همه گوشیم شنیدن، نگذارند
۳
هر جا که شود آینهٔ روی تو پیداآهی ز سر درد کشیدن نگذارند
۴
بی چاشنی درد و غم از ساغر مقصودیک جرعه به دلخواه چشیدن نگذارند
صفحهٔ ۱ از ۲