خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز برخت سیر نگاهی نتوان کردوز بیم کسان پیش تو آهی نتوان کرد
۲
روزی که بنادیدن رویت گذرانمشرح غم آن روز بماهی نتوان کرد
۳
خنجر مفگن بر من و خلقی مکش از رشکاز بهر یکی قصد سپاهی نتوان کرد
۴
سودی نبود زین همه افسون محبتچون در دل سنگین تو راهی نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲