خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از کعبه عزم دیر برون از طریق بودآیا چه چاره چون دل گمره رفیق بود
۲
همچون فرشته از در میخانه بازگشتعقلم که دیرساله رفیق شفیق بود
۳
اندیشهٔ مفرح یاقوت داشت دلغافل که نشئه در می همچون عقیق بود
۴
رمزی که از زبان صراحی شنید جامکُنهش کسی نیافت که مقصد عمیق بود
صفحهٔ ۱ از ۲