شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۲۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم بی آن شکر لب ترک عیش خویشتن گیردنه گل را بو کند نه ساغر می در دهن گیرد
۲
من از خون خوردن شبهای هجر افتاده ام بیخودصبوحی کرده او با دیگران راه چمن گیرد
۳
ز جور او کشم تیغ و کنم آهنگ قتل خودمگر رحمی کند آن بیوفا و دست من گیرد
۴
فغان از طبع شوخ او که چون در دلی گویممرا در پیچد و صد نکته بر هر یک سخن گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth