شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۲۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز می برآمده، آن رنگ آل تا چکندحضور عیش و غرور جمال تا چکند
۲
گره فگنده بر ابرو و کج نهاده کلاههزار عربده دارد خیال تا چکند
۳
لبش بخنده ی جان بخش صد قیامت کردملاحت خط و انگیز خال تا چکند
۴
کند نگاه و من از پی روم رمیده ز خودبدام میکشدم آن غزال تا چکند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth