خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
التفات چشم آن مشکینغزالم میکشدمردمیها میکند کز انفعالم میکشد
۲
گرچه آزادم ز قید دانه و دام هوسشوق دام و دانهٔ آن زلف و خالم میکشد
۳
من نمینالم ز اندوه شب هجران ولیهر نفس اندیشهٔ روز وصالم میکشد
۴
چون خرامان میرود سَروَش به گلگشت چمنشیوهٔ رفتار آن نازکنهالم میکشد
صفحهٔ ۱ از ۲