خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوروز علم برزد و گل در چمن آمدخورشید سفر کرده ی من در وطن آمد
۲
مرغی که ز هجران گلی داشت ملالیدر باغ بنظاره سرو چمن آمد
۳
گل باز رسید از سفر و سرو ز گلگشتپیمانه بیارید که پیمان شکن آمد
۴
یعقوب جوان شد ز صبا من شدم آتشآن بوی دگر بود کزان پیرهن آمد
صفحهٔ ۱ از ۳