شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۳۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای عارضت به بوسه ز لب دلنوازترآبت ز آتش همه کس جانگدازتر
۲
شمعیست قامت تو که در جلوه ی جمالهست از تمام کج کلهان سرفرازتر
۳
آه از تکبر تو که بیگانه تر شویهرچند دارمت من مسکین بنازتر
۴
بیداد کن که حسن اگر اینست هر زماندستت بود بعاشق مسکین درازتر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth