خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بیم جان گویم که دل دارد دلارایی دگرمن جای دیگر در بلا مسکین دلم جایی دگر
۲
در جستجوی دلبری گویم سخن از هر دریروی سخن با دیگری در سر تمنایی دگر
۳
از گلستان کوی او دورم ز بیم خوی اودارم خیال روی او هر دم بمأوایی دگر
۴
هر دم ز آه متصل آشفته حال و تنگدلزان آهوی مشگین خجل گردم به صحرایی دگر
صفحهٔ ۱ از ۲