خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکر خدا که با من بیدل نشست یارمی خورد و بی حجاب بمحفل نشست یار
۲
منعم نه آگهست که با بینوای شهرآمد بدرد نوشی و بر گل نشست یار
۳
در بزم عیش و گوشه ی غم با وجود نازبا دردمند خویش مقابل نشست یار
۴
آندم بسرغیب رسیدم که چون پریاز راه دیده آمد و بر دل نشست یار
صفحهٔ ۱ از ۲