شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۳۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب هجرم خوش آمد ناله و فریاد از آن خوش‌ترفغانم هم خوش و آه دل ناشاد از آن خوش‌تر
۲
از او خوش می‌نماید اینکه بد گوید رقیبان راوگر هرگز از ایشان می‌نیارد یاد از آن خوش‌تر
۳
نرنجم هرگز از بیداد و جور آن جفاپیشهکه جور دلبران خوش باشد و بیداد از آن خوش‌تر
۴
خوش است این گر ملامت‌خانهٔ دل‌ها کند ویرانوگر این شیوه را از من کند بنیاد از آن خوش‌تر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth