خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خورشید من امروز به شکل دگری بازمی خورده نهان گرم ز ما میگذری باز
۲
افروخته رخسار و جبین کرده عرقناکاز حال دل تشنهلبان بیخبری باز
۳
دانم چه نظرهاست در آن دم که به شوخیپنهان ز برم میروی و مینگری باز
۴
ای دل ز جنون خودی آواره ز بزمشبیفایده میسوز که بیرون دری باز
صفحهٔ ۱ از ۲