شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۳۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخ برفروز و خون دلم را روانه سازآتش بخرمنم زن و مستی بهانه ساز
۲
این قطره ها که در جگرم تازه شد گرهاز عشق، خوشه خوشه کن و دانه دانه ساز
۳
هر تیر غمزه یی که ز مژگان روان کنیاول دل شکسته ی ما را نشانه ساز
۴
بس نازکست توسنت ای نازنین سواراز رشته های جان منش تازیانه ساز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth