خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه ترکیبست یا رب در ته پیراهن اندامشکه هوشم می رود هر جا که آید بر زبان نامش
۲
زد آتش در دلم یا رب چه گرمی مزاجست اینکه نبود در قبا چون برگ گل یک لحظه آرامش
۳
خرابم افگند آن مست حسن از شیوه یی هر دمزهی ناز و جوانی، کم مباد این باده از جامش
۴
بر آن لب بسته دندان از هوس خوش می کند عاشقنمی دانم کجا خواهد کشید آخر سرانجامش
صفحهٔ ۱ از ۲