شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۳۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خرم شبی که گردد معشوق یار عاشقمست آید و گذارد سر در کنار عاشق
۲
ناز و عتاب شیرین از حد گذشت ترسمزاندم که مانده باشد حیران بکار عاشق
۳
حرفی به هیچ مکتب ننوشته آن فرشتهدیوار خانه پر شد از یادگار عاشق
۴
گویند بهر عاشق بستند زلف خوبانخود نیست یکسر مو در اعتبار عاشق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth