خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشقم بلای جان شد، آن لعل آتشین همتلخست باده بر من، نیشست انگبین هم
۲
می خوردن و جوانی زیبد ترا که دانیآداب مجلس می، کار میان زین هم
۳
بگذار تیغ و بستان ساغر که دور کردیخصم از کنار مجلس چشم بد از کمین هم
۴
جاه و جمال داری با مهر و ماه بنشینبزم آن تست و بستان می نوش و گل بچین هم
صفحهٔ ۱ از ۲