شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۳۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از کوی تو چون باد بر آشفتم و رفتمگردی ز دل مدعیان رفتم و رفتم
۲
خون بسته دلم ته بته از داغ جداییایگل ز تماشای تو نشکفتم و رفتم
۳
ای کاش که می مردم و معلوم نمی شداین درد نهان تو که بنهفتم و رفتم
۴
آن وعده ی ناچار که صد بار شکستییکبار دگر از تو پذیرفتم و رفتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth