خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز رشک همدمانش بس که جوشد هر نفس خونمبرند از انجمن هرشب چو شمع کشته بیرونم
۲
اگر همسایهٔ خورشید گردد کوکب بختمنخواهد در کنار بزم او ره داد گردونم
۳
نسیم کوی لیلی ره چه داند جانب گلخنخوش آن نکهت که میآرد صبا از خاک مجنونم
۴
چنانم در گرفتاری که گر حالم کسی پرسدنمیدانم که چونم تا بگویم در غمش چونم
صفحهٔ ۱ از ۲