شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۳۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همه شب دارم از دل بادهٔ نابی که من دانمبه گریه می‌کنم گلگشت مهتابی که من دانم
۲
دل راحت طلب شد کامخواه و می ز هر ناکسکشم خواری، پی مقصود نایابی که من دانم
۳
همان هرجایی و بیگانه‌خو می‌بینمت چندانکه لفظ لعن می‌گویی ز هر بابی که من دانم
۴
پی یک جرعه کز جام توام روزی شود یا نهکشم از زهر چشم غیر تلخابی که من دانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth