خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب آمد هرکسی را روی در کاشانهای یابممن، دیوانه گردم تا کجا ویرانهای یابم
۲
منم آن ناتوان موری که نتوانم کشید آخربه صد سرگشتی از خرمنت گردانهای یابم
۳
شب هجران که آید بر سرم از بهر دلسوزیهم از گرد چراغ خود مگر پروانهای یابم
۴
دمی کز شوق آن لبهای میگون گریهام آیدلبالب سازم از خونابه گر پیمانهای یابم
صفحهٔ ۱ از ۲