شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۳۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرگز به وصلت ای گل رعنا نمی رسمجایی رسیده یی که من آنجا نمی رسم
۲
خارم که دورم از شرف دستبوس گلگردم که سالها به ته پا نمی رسم
۳
بی آبیم بکشت و کسی خضر ره نشدجان دادم و بجای مسیحا نمی رسم
۴
با هر که دم زدم جگرم پاره می کندهرگز بهمدمی من شیدا نمی رسم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth