خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دم اندیشه ی ان شوخ ستمکاره کنمصورت او بخیال آرم و نظاره کنم
۲
بسکه خون جگرم می شود از دیده روانزهره ام نیست که یاد دل آواره کنم
۳
دلم از رشک رقیبان تو صد چاک شودگرنه آهی کشم و پیرهنی پاره کنم
۴
من کجا و گل نرگس اگرم دست دهدگریه بر خون دل و زردی رخساره کنم
صفحهٔ ۱ از ۲