شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۴۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتم ز کوی تو، چو مقامی نداشتمدل برگرفتم از تو، چو کامی نداشتم
۲
یکباره از وفای تو برداشتم امیدچون از تو التفات تمامی نداشتم
۳
بر دل کدام روز که از همدمان تودردی ز ناخوشی پیامی نداشتم
۴
روزی بکوی تو نگذشتم که در کمینآه کسی ز گوشه ی بامی نداشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth