خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب از می شسته وز آب لطافت روی چون گل همبه خون دردمندان تاب داده زلف و کاکل هم
۲
درون آی از درم کز پردهٔ هستی روم بیرونندارم بیجمالت بیش ازین صبر و تحمل هم
۳
تأمل تا به کی تدبیر تا چند ای نکوخواهانگذشته کار و بار من ز تدبیر و تأمل هم
۴
به یاد قامت و زلفت روم در بوستان هردمکشم در دیده شاخ ارغوان و جعد سنبل هم
صفحهٔ ۱ از ۲