خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین که پیش نظر صورت نکوی تو دارمبهر طرف که کنم سجده روبروی تو دارم
۲
ز دیدن دگرانم چه سود چون من حیراننظر بصورت ایشان و دل بسوی تو دارم
۳
صبا ز دست تو برگ گلی که سوی من آرددرون پیرهنش مدتی ببوی تو دارم
۴
نشسته اند حریفان ببزم عشق و من از غمگرفته ساغر و با خویش گفتگوی تو دارم
صفحهٔ ۱ از ۲