خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جدا زان ماهر و امشب به دل دردی عجب دارمسرشک لالهگون و چهرهٔ زردی عجب دارم
۲
سر من در گرو با یار و حیران مهرهٔ عقلمازین منصوبه مشکل جان برم، نردی عجب دارم
۳
به مژگان میروم پی در پی آن ترک عاشق کشسر آشفته در راه جوانمردی عجب دارم
۴
شبم در باغ چندین گل شکفت از گریهٔ هجرانببین امروز کز بهرت ره آوردی عجب دارم
صفحهٔ ۱ از ۲