خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب آه و ناله از دل غمناک می زدمبرق فنا بخرمن افلاک می زدم
۲
از درد بلبلان خزان دیده در چمنخوناب دیده بر ورق تاک می زدم
۳
در آرزوی جلوه ی گلهای آتشیناز سوز سینه شعله بخاشاک می زدم
۴
می زد رقم بخون رزان باد صبح و منبر اشک سرخ و روی چو زر خاک می زدم
صفحهٔ ۱ از ۲