خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دم آرایش آن عارض چون گل کشدمگه در گوش گهی رشته ی کاکل کشدم
۲
از تجمل نکند بر من درویش نگاهآه از آنروز کزین ناز و تجمل کشدم
۳
نتوان دید که زلفش دگری باز کندور ببندم نظر از دور تحمل کشدم
۴
من خود از کشتنیانم بهمه حال ولینه چنان نیز که بی فکر و تأمل کشدم
صفحهٔ ۱ از ۲