خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما سر به آب خنجر قصاب شسته ایمدست از مراد خویش بصد آب شسته ایم
۲
پهلو نهاده ایم بشمشیر آبداروز دل غبار بستر سنجاب شسته ایم
۳
انگشت خاکرا بلب تشنه سوده ایمدست و دهان ز نقل و می ناب شسته ایم
۴
شبها برای خاک در پاکدامنیتن را به آب دیده ی بیخواب شسته ایم
صفحهٔ ۱ از ۳