شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۴۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما خویش را بچنگ ملامت سپرده ایماز لوح سینه حرف سلامت سترده ایم
۲
خون خورده ایم و یاد ندامت نکرده ایمجان داده ایم و نام غرامت نبرده ایم
۳
اندوه روز هجر و بلای شب فراقاز فتنه های روز قیامت شمرده ایم
۴
هرگز به آرزوی دل از ساغر وصالیک جرعه بی خمار ندامت نخورده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth