خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی که در نظر آن طره ی خمیده کشمهزار بار بجان بوسم و بدیده کشم
۲
مرا که غنچه ی وصل از دعای صبح شکفتچگونه منت گلهای نو دمیده کشم
۳
نیافت خاطرم آرام تا ز بوی گلیدرین چمن نفسی چند آرمیده کشم
۴
مرا که میچکد از دیده خون دل بچه روز دست ساقی گلرخ می چکیده کشم
صفحهٔ ۱ از ۲