شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۴۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تمام عمر اگر بر قبله ی طاعت جبین سایمچنان نبود که در کویت شبی رخ بر زمین سایم
۲
خوش آن راحت که چون سنگ جفایی زو خورم هر دمپی تسکین دل بر سینه ی اندوهگین سایم
۳
چو مهر محضر خونم نماید چشم آن دارمکه لختی از سواد دیده بر نقش نگین سایم
۴
نبخشد روشنایی دیده را جز خاک کوی اواگر بر گوهر سیراب و لعل آتشین سایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth