خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه باشد عاشقی خود را به غمها مبتلا کردنبه صد خون جگر بیگانهای را آشنا کردن
۲
چه حاصل زین همه افسانهٔ مهر و وفا یاربچو نتوان در دل سنگین او یک ذره جا کردن
۳
ز گرد راه خوبان میفشاندم دامن تقویچه دانستم که روزی خواهم آن را توتیا کردن
۴
اگر صد سال افتم چون گدایان بر سر راهشهم آن دشنام خواهد داد و من خواهم دعا کردن
صفحهٔ ۱ از ۲