خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جمال و جاه داری هرچه خواهی میتوان کردنبه این حسن و جوانی پادشاهی میتوان کردن
۲
ز ماهی تا به مه دارد صفا آیینهٔ رویتبدین رو جلوه از مه تا به ماهی میتوان کردن
۳
چراغ حسنت از نور الهی شد چنان روشنکز آن نظارهٔ حسن الهی میتوان کردن
۴
بدین خط کز بیاض آفتاب آوردهای برونکرشمه بر سفیدی و سیاهی میتوان کردن
صفحهٔ ۱ از ۲