خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخ برفروز از می و گلگشت باغ کنهر دل که سوز عشق درو نیست داغ کن
۲
اکنون که خاست نغمه ی بلبل ز شاخ گلدر جام لاله گون می چون چشم زاغ کن
۳
دود چراغ مدرسه تا چند ای فقیهجامی بنوش و چهره چو نور چراغ کن
۴
تا در چمن گلیست فغانی مرو برونچون گل نماند روی بکنج فراغ کن
صفحهٔ ۱ از ۱