خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم و دو چشم روشن به رخ تو باز کردنز نعیم هر دو عالم در دل فراز کردن
۲
قدمی به هستی خود زدنست، قصه کوتهبه خیال کعبه تا کی ره خود دراز کردن
۳
چو تو صبح و شام خوانی به حریم وصل ما راچه ضرورتست ازین در سفر حجاز کردن
۴
تو گلی و من ز بویت چو نسیم صبحگاهیبه چه رو توانم ای گل ز تو احتراز کردن
صفحهٔ ۱ از ۲