خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بته رسید قدح ساقیا شراب رساناگر حریف منی آب را به آب رسان
۲
بحق جام جم و آب خضر ای ساقیکه جرعه یی بمن تشنه ی خراب رسان
۳
چه حاجتست بشمع و چراغ چون می هستبرون خرام و صراحی بماهتاب رسان
۴
چو ذره از سر این خاکدان دون برخیزکلاه گوشه ی عزت به آفتاب رسان
صفحهٔ ۱ از ۲