خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گردم بهوا رفت چه گلگون فرسست اینخون می کند و می رود آیا چه کسست این
۲
بر دیده ی ما منتظران رخش مکن گرمآهسته رو ای ترک نه رود ارسست این
۳
هر صبح فروزان تری از آه اسیرانبرخور که هنوز از دل ما یکنفسست این
۴
نالان دل من نغمه ی داود نداندآزاد کنیدش که نه مرغ قفسست این
صفحهٔ ۱ از ۲