خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نخل قدت که از چمن جان برآمدهشاخ گلی بصورت انسان برآمده
۲
از پای تا به سر همه جانست آن نهالگویا ز آب چشمه ی حیوان برآمده
۳
اکنون تویی جمیل جهان گرچه پیش ازینآوازه ی جمال ز کنعان برآمده
۴
در هر زمین که جلوه کنان رفته یی بنازآه از نهاد کبک خرامان برآمده
صفحهٔ ۱ از ۲