خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی روی دل افروزت چراغ منظر دیدهخیال خال هندویت مقیم کشور دیده
۲
ندارد مجلس روحانیان بی عارضت نوریدر آ در مصر جان ای آفتاب خاور دیده
۳
اگر محرم نباشد دیده و دل در حریم توفرو شویم بخون دل سواد ابتر دیده
۴
چو در دل بگذرانم آرزوی لعل میگونتلبالب سازم از خوناب حسرت ساغر دیده
صفحهٔ ۱ از ۳