خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به چشم من ز دگر روزها فزون شدهاینظر در آینه افگن ببین که چون شدهای
۲
دگر به دیده چنانی که دل گمان داردکه حالی از چمن ای تازه گل برون شدهای
۳
شدم به یک نظر از هوش، وه که چون شد حالبه مجلسی که بدین تازگی درون شدهای
۴
چه رنگ و بوست که دیگر ز دیدنش داغمبه خون کیست کزینگونه لالهگون شدهای
صفحهٔ ۱ از ۲