شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۵۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر بگویم به تو ای مه که چه زیبندهٔ نازیرخ بر افروزی و از عشوه و نازم بگدازی
۲
گر بدانی که چه خوبست خطت بر ورق گلیکنفس آینه از پیش نظر دور نسازی
۳
کشته و مرده ی آنم که برعنایی و شوخینرگس از سرمه سیه سازی و سنبل بطرازی
۴
آفتابی و منت ذره ی خورشید پرستمآه اگر بر سرم آیی ز پی بنده نوازی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth