خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرم ای بخت در جولانگه صید افگنی دادیدگر هر تار موی من بدست دشمنی دادی
۲
چه شکرت گویم ای بخت سیه کز بهر آراممدر این آوارگی باری نشان گلخنی دادی
۳
مخور خون ای دل و بیهوده رنج خود مکن ضایعچه گل چیدی که عمری آب و رنگ گلشنی دادی
۴
مبادا دامنت آلوده از خونابه ی چشممکجا این آشنایی با چو من تر دامنی دادی
صفحهٔ ۱ از ۲