شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۵۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه سان گویم که شب سرخوش کجا ای ماه می‌رفتیچه سان غافل به گفتار رقیب از راه می‌رفتی
۲
عنان کج کرده و خود را به مستی داده یکبارهز اندوه نهان هرکسی آگاه می‌رفتی
۳
غرور حسن یا یاد کسی بودی عنان‌گیرتخیالی داشتی باری نه بر دلخواه می‌رفتی
۴
برآمد گرد از جانم از آن جولان مستانهچو برمی‌تافتی گاهی عنان و گاه می‌رفتی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth