شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۵۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گه گه بجور از عاشی ای شوخ بیزارم کنیبازم نمایی عشوه یی وز نو گرفتارم کنی
۲
تو می روی و من بخود طوطی صفت در گفتگوباشد که آیی سوی من گوشی بگفتارم کنی
۳
دیدن بغیرت در سخن نبود بسم؟ کز طعنه هماز دور چون پیدا شوم صد نکته در کارم کنی
۴
خوش آنکه بر خاک درت افتاده باشم بیخبرمست و غزل خوان بر سرم آیی و هشیارم کنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth