خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو و حسن و کامرنی من و عشق و نامرادیکه بروی خویش بستم در خرمی و شادی
۲
ره و رسم نامرادی ز دل شکسته یی جوکه قدم بهستی خود زده در هزار وادی
۳
چه بود سیاهی شب چو تویی چراغ منزلچه غم از درازی ره چو تویی دلیل و هادی
۴
نگذاشت برق عشقت اثری ز هستی ماچه حریف خانه سوزی که بوقت ما فتادی
صفحهٔ ۱ از ۲