خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با غمت سازم که روزی غمگسار من شویهمدم جان و دل امیدوار من شوی
۲
اینهمه جور و جفا کز خشم و نازت می کشمصبر دارم در وفا تا شرمسار من شوی
۳
چون نکردی یاری من بخت هم یاری نکردبخت یار من شود وقتی که یار من شوی
۴
هر شب ای گل می کشم از سینه صد خار جفابر امید آنکه فردا نو بهار من شوی
صفحهٔ ۱ از ۲