خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میروم وز سر حسرت به قفا مینگرمخبر از پای ندارم که زمین میسپرم
۲
میروم بیدل و بی یار و یقین میدانمکه من بیدل بی یار نه مرد سفرم
۳
خاک من زنده به تأثیر هوای لب توستسازگاری نکند آب و هوای دگرم
۴
وه که گر بر سر کوی تو شبی روز کنمغلغل اندر ملکوت افتد از آه سحرم
صفحهٔ ۱ از ۵